محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2096
تاريخ الطبرى ( فارسي )
واقدى گويد : در همين سال عثمان دستور داد علايم حرم را تجديد كنند . گويد : در همين سال عثمان مسجد الحرام را بيفزود و توسعه داد و از بعضىها خريد بعضى ديگر نفروختند و عثمان خانه هايشان را ويران كرد و بهاى آن را در بيت - المال نهاد كه بر عثمان بانگ زدند و بگفت تا محبوسشان كنند و گفت : « ميدانيد چرا بر من جرئت آوردهايد ؟ بردبارى من سبب جرئت شما شده ، عمر با شما چنين كرد و بر او بانگ نزديد . » پس از آن عبد الله بن خالد بن اسيد در بارهء آنها با عثمان سخن كرد كه از حبس در آمدند . بگفتهء واقدى در همين سال عثمان سعد را از كوفه معزول كرد و وليد بن عقبه را عامل كوفه كرد . اما به گفتهء سيف عزل سعد از كوفه و گماشتن وليد به سال بيست و پنجم بود كه به پندار وى هنگام درگذشت عمر مغيرة بن شعبه را از كوفه برداشت و سعد را عامل آنجا كرد كه يك سال و چند ماه عامل آنجا بود . سخن از اينكه چرا عثمان سعد را از كوفه برداشت و وليد را بر آنجا گماشت شعبى گويد : نخستين فسادى كه ميان مردم كوفه رخ داد - كوفه نخستين شهرى بود كه به دوران اسلام شيطان ميان مردم آنجا فساد افكند - اين بود كه سعد بن ابى - وقاص مالى از بيت المال از عبد الله بن مسعود قرض خواست كه او بداد و چون مطالبه كرد پرداخت ميسر نبود ، گفتگو ميانشان بالا گرفت : و عبد الله از كسانى كمك خواست كه مال را بگيرد و سعد از كسانى كمك خواست كه مهلت بگيرد و تفرقه افتاد و همديگر را به ملامت گرفتند . گروهى سعد را ملامت مىكردند و گروهى عبد الله را ملامت مىكردند . قيس بن ابى حازم گويد : پيش سعد نشسته بودم ، هاشم بن عتبه برادرزاده اش